Select Page

شاید فیلم هاشمی ها را بسازم!

شاید فیلم هاشمی ها را بسازم!
هاشمی ها عنوان فیلمی می تواند باشد که نسل امروز و فردا را با تاریخ معاصر ایران و به ویژه نیم قرن اخیر بیشتر آشنا کند.

مستبین/ هاشمی ها عنوان فیلمی می تواند باشد که نسل امروز و فردا را با تاریخ معاصر ایران و به ویژه نیم قرن اخیر بیشتر آشنا کند.

بازیگری توانمند که هم می تواند نقش پوزیسیون را بازی کند و هم اپوزسیون؛ هم رییسی باشد که بادیگاردهای سیاسی اش دنبال مادام العمر کردن حکومت ش باشند و هم خودش معلم دموکراسی؛ هم می تواند زیر میز بازی باخته بزند و هم می تواند خود را استاد رعایت اخلاق و قواعد بازی سیاسی جا بزند؛ هم می تواند چپ ها و ملی مذهبی ها را در دوران قدرت ش آب خنک بخوراند هم می تواند پدرخواندگی آن ها را در دوران فطرت ش بکند و قصه شاه و شاه بازی را از افکار عمومی پاک کند.

این بازیگر یک بندباز سیاسی است که فلاش چپ می زند و به راست می پیچد و بالعکس! چون او با هیچ کس نیست او با خودش است و بقیه ابزارند.

درست مثل دهه شصت که دوران موشک خوردن ملت بود او دنبال گفتمان بود و "جنگ جنگ تا یک پیروزی" استراتژی اش و امروز که سایه موشک ها و تحریم ها و تهدید های هسته ای بالای سر ملت است این بازیگر دنبال گفتمان با دشمن است و موشک ها را توهم می پندارد.

ولی ای کاش این بازیگر سیاست و آدم هایی از این دست آن موقع که در اوج قدرت بودند به جای بستن دهن منتقدان و سر داده شدن شعار "مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است" دست شان به توییت می رفت و می نوشتند "اشدا علی الکفار رحما بینهم".

راستی آقای هاشمی! سال 70 را به خاطر دارید صف اول نماز جمعه وقتی به جای تملق های همیشگی مردم، من شعار اصلاح وضعیت فرهنگی را دادم؟

دولت شما در همان سلولی که شما را در توحید بازجویی کردند چطور با من گفتمان کرد؟

البته نه فقط با من!

اگر رفتار متکبرانه دولت شما در دهه 70 نبود، چرخه قدرت و نقد ساختارها طبیعی پیش می رفت و جای شاکی و متشاکی عوض نمی شد اما مطمئنن تاریخ در توییت خلاصه نمی شود.

اگر فیلم هاشمی ها را بسازم شاید دیگر نیازی به ساخت فیلمی تاریخی برای ترسیم انحراف خواص و شکل گیری عاشورای سال 63 هجری نخواهیم داشت چون دوران ما پر شده از کسانی که نفش آقاها و آقازاده های صدر اسلام را بازی می کنند.

خدا کند در این صف بندی که هر روز پر رنگ تر می شود آقایان به فکر دین خود باشند نه دنیای خود.

بازخوانی خط امام خمینی (ره)
غایت انسان، اقتصاد نیست

زیربنا اقتصاد نیست، برای اینکه غایت انسان، اقتصاد نیست. انسان زحمتش برای این نیست که فقط شکمش را سیر کند؛ یا جوانهایش را بدهد شکمش سیر بشود، حرف است‌ اینها. از اینجا تا لانهایت انسان هست. دیگر انسان مردنی نیست، انسان تا آخر هست. و برنامه اسلام این است که این انسان را جوری کند که هم اینجا صحیح باشد و هم آنجا صحیح باشد. راه مستقیم؛ نه طرف شرق؛ نه طرف غرب. صراط مستقیم، یک سرش اینجاست؛ یک سرش هم لانهایت.
ما می‌خواهیم، آن قدری که می‌توانیم، البته قدرت ما کم است، آن قدری که می‌توانیم این مملکت را از آن حال طاغوتی متبدّلش کنیم به یک حال توحیدی - اسلامی. و این باید با کمک همه باشد. یکی نمی‌تواند این کارها را بکند. یک جمعیت نمی تواند. هرکس در هر کاری که مشغول است باید آن کار را خوب انجام بدهد؛ آن کار را الهیَش کند؛ از طاغوتی بیرونش کند. خداوند ان شاء الله همه شما را موفق کند.

صحیفه امام خمینی - جلد ۹ - صفحه ۴۵۸
دیدگاه شما ؟
آخرین اخبار