Select Page

حجت الاسلام شریف زاده:

عامل دو قطبی احمدی نژاد نخواهد بود

عامل دو قطبی احمدی نژاد نخواهد بود
امروز با تصریح رهبر معظم انقلاب بر احتمال دو قطبی شدن روبه رو هستیم وبی شک نکاتی مورد نظر ایشان است که ما از آن بی خبریم. وجود این نکات از یکسو و اعتقاد راسخ ما به هوشمندی ایشان که مورد اذعان دوست و دشمن است، ما را بر این می دارد که به وجود احتمالات دیگر برای دو قطبی شدن بیندیشیم

به گزارش مستبین به نقل از نسیم بهاری، بیانات اخیر رهبر انقلاب در درس خارج فقه ایشان مبنی بر توصیه به رئیس جمهور سابق منجر به بحث های زیادی در فضای رسانه و خارج از رسانه شد بر این اساس جهت تبیین قسمتی از این بیانات ایشان با بهمن شریف زاده، استاد حوزه و دانشگاه به گفتگو نشستیم.

اکنون که با توصیه مقام معظم رهبری نسبت به نیامدن احمدی نژاد به عرصه انتخابات روبه رو هستیم، شما چه تحلیلی از دو قطبی مورد نظر ایشان دارید؟

چندی پیش در یک مصاحبه به نفی امکان دوقطبی شدن جامعه با ورود دکتر احمدی نژاد به عرصه انتخابات پرداختم. در آن مصاحبه به تفصیل گفتم که "اگر به مفهوم دوقطبی شدن توجه کنیم، خواهیم دید که این احتمال، نزدیک به صفر است. منظور از دوقطبی شدن جامعه، پیدایش دو نگاه در جامعه نیست؛ چرا که همیشه در جامعه بیشتر از دو نگاه وجود داشته و دارد. دو قطبی، آنگاه پدید می آید که نگاه ها به صف بندی در جامعه فرابخوانند. آنچه در سال 88 رُخ داد، یک اختلاف نگاه صِرف نبود، بلکه صف بندی بخشی از حامیان یک کاندیدا دربرابر دیگران بود که به آشوب و درگیری و ناامنی انجامید؛ اما ورود احمدی نژاد به عرصه انتخابات نه تنها به صف بندی نمی انجامد که سدی محکم دربرابر صف بندی های محتمل خواهد شد. اگر احمدی نژاد به عرصه انتخابات بیاید و در معرَض رأی مردم قراربگیرد، دو نتیجه قابل فرض است. فرض نخست این است که پیروز شده و از جناب روحانی پیش افتد. در اینصورت انگیزه ای برای صف بندی از سوی او و رقیبش وجود ندارد زیرا در این فرض، او که پیروز شده است، پس برای به دست آوردن چه چیزی باید صف آرایی کند. رقیب او هم نمی تواند دربرابر او صف آرایی کند؛ چرا که بهانه ای همچون تقلب قابل فرض نیست تا با تکیه بر آن، صف آرایی انجام شود. سازوکار انتخابات و صندوق آراء که یکسره در دست دولت وقت که ظاهرا رقیب او است، می باشد و دولت هم که خود را متهم به تقلب برعلیه خود و به نفع رقیبش نمی کند. اما با فرض دوم که احمدی نژاد رأی نیاورد و از رقیبش شکست بخورد، نیز امکان دوقطبی شدن وجود ندارد؛ زیرا احمدی نژاد کسی نیست که فریاد تقلب سرداده و هوادارانش را به صف آرایی فراخواند. او در انتخابات سال 92 به خوبی نشان داد که وقتی جناب مشایی را از ورود به انتخابات، محروم کردند، مردم و هوادارانش را به آرامش و حضور در پای صندوق های رأی دعوت کرد و کلمه ای در تحریک افکار عمومی به زبان نیاورد تا آنجا که من تصور نمی کنم جامعه ما تسلیمی همچون تسلیم احمدی نژآد به خود دیده باشد وهم از این رواست که گمان نمی کنم که این احتمال حتی به مخیله جریان های مخالف احمدی نژاد هم، خطور کرده باشد. با این تحلیل ساده باید از کسانی که احتمال دوقطبی شدن جامعه را مطرح می کنند، پرسید که چرا و چگونه چنین احتمالی به مخیله شما خطور کرده است؟ و وقتی چنین احتمالی نزدیک به صفر است، چگونه می توان آن را به عالم و مدیرهوشمندی مثل رهبرفرزانه انقلاب دام ظله نسبت داد."این مطلبی بود که آن روز گفتم؛ اما امروز با تصریح رهبر معظم انقلاب بر احتمال دو قطبی شدن روبه رو هستیم وبی شک نکاتی مورد نظر ایشان است که ما از آن بی خبریم. وجود این نکات از یکسو و اعتقاد راسخ ما به هوشمندی ایشان که مورد اذعان دوست و دشمن است، ما را بر این می دارد که به وجود احتمالات دیگر برای دو قطبی شدن بیندیشیم. احتمالاتی که نباید از کنار آنها ساده گذشت. احتمالاتی که آگاهی از آنها برای صیانت از امنیت کشور، لازم است. اکنون با این پرسش روبه رو هستیم که اگر دوقطبی شدن نه از سوی احمدی نژاد ایجاد می شود و نه دولت، که خود برگزار کننده انتخابات است، پس چه جریان یا فردی با آمدن احمدی نژاد، دو قطبی را ایجاد خواهد کرد؟ و به عبارت دیگر آمدن احمدی نژاد، چه جریانی را به فکر ایجاد دو قطبی در جامعه می اندازد؟ بی شک عامل پیدایش دوقطبی، نمی تواند فرد یا جریان موافق احمدی نژاد باشد؛ زیرا موافقان با این کار برخلاف اهداف خویش، گام برمی دارند. آنها هیچگاه نخواسته اند مانع از ورود رُقَبای احمدی نژاد به عرصه انتخابات شوند و با ورود هیچکس مخالفت نکرده اند. تنها احتمال باقیمانده، تهدید وتحریک کسانی است که مخالف ورود احمدی نژاد به عرصه انتخابات هستند. آنها نه پس از برگزاری انتخابات، بلکه پیش از آن، می توانند با ایجاد التهاب، جامعه را دو قطبی سازند. فضای جامعه را چنان ملتهب سازند که مصلحت نظام اقتضا کند که از ورود احمدی نژاد، ممانعت شود. به نظر می رسد که این تنها احتمالی است که باقی می ماند که در این صورت، انگشت اتهام، رو به سوی گروه ها و جریان های مخالف احمدی نژاد است. پیش تر هم برخی از مخالفان احمدی نژاد، تهدیدهایی را علیه او و هوادارانش مطرح کرده بودند که به این ترتیب اتهام پیشگفته را بیشترمتوجه خود می سازند؛ عبارتی نظیر"حاضریم برای برنگشتن احمدی نژاد خون دهیم" یا "ندا تمام تلاش خود را می کند که انحراف از کشور رخت بربندد و این انحراف را در وجود احمدی‌نژادیسم به عنوان یک فرهنگ می‌بیند. ما می‌خواهیم که خط انحراف از کشور برود ولو خون بخواهد." که از زبان عنصری معلوم الحال شنیده شده است، حکایتی گویا از اتهام پیشگفته دارد.اکنون بر سَران مخالف احمدی نژاد لازم است که دربرابر این اتهام، به مردم(اعم از موافق و مخالف) پاسخگو باشند که آیا تصمیمی بر دو قطبی ساختن جامعه داشته اند؟ آیا برای ممانعت از ورود احمدی نژاد به عرصه انتخابات، قصد ایجاد التهاب در جامعه داشته اند یا با وجود نارضایتی از احمدی نژاد، به قواعد و ضوابط دموکراسی پایبند بوده و تصمیم نداشتند با رفتارهای غیرقانونی، مانع از ورود احمدی نژاد بشوند؟ آنها که پیوسته از دموکراسی می گویند و به آن دعوت می کنند، نباید برای رسیدن به آن، به راه های غیردموکراتیک، همچون ایجاد التهاب و دوقطبی توسل جویند. بی شک رفتارهای منافی با دموکراسی و مردمسالاری، دودی است که به چشم همگان از جمله خود ایشان خواهد رفت. احمدی نژاد که تصمیمی برای آمدن نداشت، این مردم بودند که پیوسته او را مکلف به آمدن می کردند، هم از این رو مردم در انتظار پاسخ افرادی همچون آقای هاشمی و خرازی هستند.

با توجه به شناختی که از شخص احمدی نژاد دارید، پس از مباحث اخیر، ایشان چه برخوردی خواهد داشت و در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد؟

بارها آقای احمدی نژاد از نداشتن تصمیم برای ورود به انتخابات گفته بود، پس اکنون که با توصیه رهبری روبه رو شده، عملی متفاوت از او نخواهید دید. اگر احمدی نژاد پیش از این توصیه، وعده ای هم داده بود که هرگز نداده بود، با این توصیه از آن وعده صرف نظر می کرد، چه رسد به اینکه بارها از نداشتن عزم و تکلیف گفته بود. احمدی نژاد مثل گذشته به تکالیف خودش عمل خواهد کرد. هواداران احمدی نژاد هم او را تنها در قامت یک رئیس جمهور، مؤثر نمی دانند، بلکه او را در هر جایگاهی، مفید و اثرگذار می دانند. اغلب تأثیرها در طول تاریخ بشریت، مربوط به کسانی بوده که فکر و اندیشه محکمی را تولید و به جریان انداخته اند. تفکر عدالت خواهی و مردمگرایی، تفکری است که مردم آن را با احمدی نژاد به خوبی احساس کردند و به خاطر سپردند.

گفته می شود ایشان در دولت بعد به عنوان معاون اول رئیس جمهور انتخاب می شود، این موضوع، چقدر صحت دارد؟

این ها دیگر شایعات مضحک است. اولا موضوع احمدی نژاد که ریاست، نبوده و نیست که بخواهند با پُست و مقام راضیش کنند ثانیا انتخاب معاون در اختیار هر کسی است که رئیس جمهور شود و نمی توان کسی را به او تحمیل کرد ثالثا معاون هر کس باید با تدابیرش هماهنگ باشد وگرنه هیچ کاری انجام نمی شود.

آیا دکتر احمدی نژاد فرد دیگری را جایگزین خود خواهد کرد؟

وقتی احمدی نژاد تصمیم و عزمی برای آمدن نداشته است، پس معنا ندارد بپرسیم که اکنون پس از توصیه، به جای خودش کسی را خواهد فرستاد یا نه. این پرسش وقتی جا دارد که خود فرد، آماده ورود به این عرصه بوده ولی با موانعی روبه رو شده باشد. 

بازخوانی خط امام خمینی (ره)
ارزش انسانی انسان به مقام نیست

و من باز هم به آقایان عرض می‌کنم که توجه بکنید که مقام، شما را نگیرد. ارزش انسانی انسان به مقام نیست، به این نیست که من نخست وزیرم، من رئیس جمهورم، من رئیس مجلسم، من وکیل مجلسم؛ اینها ارزش نیست. ارزش انسان به این است که توجه بکند که چه باید در مقابل خدای تبارک و بندگان خدای تبارک و تعالی بکند، چه تکلیفی انسان دارد در مقابل خدا و در مقابل بندگان خدا که از خدا هستند؛ این ارزش است.
مادامی که شما این ارزش را حفظ بکنید، ارزش اسلامی و انسانی را حفظ کرده‌اید. و اگر از این، انحراف حاصل بشود، شما هر مقامی پیدا کنید؛ در علم بشوید بالاترین علما، در زهد هم هرچه می‌شوید، بشوید، اما ارزش را از دست داده باشید، شما نه پیش خدا دیگر ارزش دارید، نه پیش خلق خدا. باید فکر این معنا [را] بکنید که خدمت کنید به کشور، خدمت کنید به ملت که بعد از خود شما مثل مرحوم رجایی که مردم این‌طور برایش به سر و سینه می‌زنند، مردم شهادت فعلی و عملی بدهند بر اینکه شما خوبید تا خدای تبارک و تعالی در محضرش شما را قبول کند؛ این شهادت فعلی است بر اینکه این آدم مقبول است و خدای تبارک و تعالی همین‌طور قبول می‌کند و اگر گناهی هم داشته باشید، به همین می‌گذرد خدای‌ تبارک و تعالی.

صحیفه امام خمینی - جلد ۱۶ - صفحه ۴۵۰
دیدگاه شما ؟
آخرین اخبار