Select Page

عبدالرضا داوری در گفتگو با مستبین مطرح نمود:

توصیه رهبری، پیام سربسته ای به روحانی بود/ احمدی نژاد حصر نامرئی شده/ سیاست کلان نظام، صحنه سیاست ایران بدون عدالتخواهان است/ هواداران دکتر احمدی نژاد، ایثارگرانه رفتار کردند/ سخن گفتن از "پلن بی" یک خطای راهبردی است

توصیه رهبری، پیام سربسته ای به روحانی بود/ احمدی نژاد حصر نامرئی شده/ سیاست کلان نظام، صحنه سیاست ایران بدون عدالتخواهان است/ هواداران دکتر احمدی نژاد، ایثارگرانه رفتار کردند/ سخن گفتن از "پلن بی" یک خطای راهبردی است
مصلحت نبودن کاندیداتوری دکتر احمدی نژاد بیش از آنکه خود دکتر احمدی نژاد یا حامیان ایشان باشد، شخص حسن روحانی است چون دکتر احمدی نژاد در همان جلسه نهم شهریور 95 تبعیت خود را از نظر رهبر معظم انقلاب اعلام کردند و ناظران سیاسی هم می دانند که عملا بعد از این تاریخ تمامی برنامه های سفر دکتر احمدی نژاد در پاییز 95 یعنی سفر به آبادان، ایلام و ارومیه هم لغو گردید

به گزارش مستبین، عبدالرضا داوری مدیر مسئول سابق روزنامه شهروند و در حال حاضر مدیرمسئول ماهنامه بررسی‌های اقتصادی است. وی به عنوان فعال رسانه ای حامی احمدی نژاد در محافل سیاسی و رسانه ای شناخته شده و اغلب در حمایت از رئیس جمهور سابق قلم می زند. 

فعالیت های وی تاکنون به نحوی بوده که برخی او را سخنگوی غیرمستقیم احمدی نژاد تلقی می کنند که این مسئله توسط خود او در مصاحبه ای تکذیب شد. داوری گفته تمامی اظهارنظرهای او شخصی بوده و از جانب احمدی نژاد نمی باشد. داوری را می توان پرحاشیه ترین و جنجالی ترین حامی رسانه ای احمدی نژاد دانست. مناظره ها و نامه های سرگشادها او خطاب به شخصیت های سیاسی مختلف در فضای رسانه ای مشهور می باشد. 

مستبین پیرامون وقایع اخیر و نهی دکتر احمدی نژاد برای ورود به عرصه انتخابات با عبدالرضا داوری به گفتگو نشسته تا علل و پیامدهای اتفاقات اخیر را در نظر او جویا شود.

متن کامل مصاحبه مستبین با عبدالرضا داوری را در ادامه می خوانید: 

مستبین: تحلیل کلان شما از وقایع اخیر چیست؟ فکر می کنید علت اصلی توصیه رهبری مبنی بر عدم ورود دکتر احمدی نژاد چه می تواند باشد؟ 

در سطح فراتحلیل بر این باورم که توصیه اخیر رهبر معظم انقلاب در عدم کاندیداتوری دکتر احمدی نژاد که در عمل به دلیل اعلام عمومی آن کارکرد "نهی" پیدا کرد سرآغاز دوران جدیدی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود و آن را در راستای گذار از ساختار ریاستی به ساختار پارلمانی می فهمم به این معنا که در ساختار پارلمانی، انتخاب رییس دولت از انتخاب یک مرحله ای و متکی به رای مستقیم مردم به انتخاب دو یا چند مرحله ای و گذر از مسیرهای جدید تبدیل خواهد شد و حداقل آنکه راس دولت نیازمند اخذ رای تمایل از راس حاکمیت است. اما در سطح تحلیل خرد معتقدم که مخاطب اعلان عمومی نظر رهبر انقلاب پیرامون به مصلحت نبودن کاندیداتوری دکتر احمدی نژاد بیش از آنکه خود دکتر احمدی نژاد یا حامیان ایشان باشد، شخص حسن روحانی است چون دکتر احمدی نژاد در همان جلسه نهم شهریور 95 تبعیت خود را از نظر رهبر معظم انقلاب اعلام کردند و ناظران سیاسی هم می دانند که عملا بعد از این تاریخ تمامی برنامه های سفر دکتر احمدی نژاد در پاییز 95 یعنی سفر به آبادان، ایلام و ارومیه هم لغو گردید به این ترتیب اصرار و تاکید رهبر معظم انقلاب بر اعلام عمومی به مصلحت نبودن کاندیداتوری دکتر احمدی نژاد و ورود عنصر مصلحت و نظر رهبر انقلاب در توصیه به عدم کاندیداتوری افراد که امری بدیع و بی سابقه در 38 سال اخیر بود را بعنوان پیام سربسته ای به جناب حسن روحانی می فهمم که با تداوم این شیوه از سوی رهبر معظم انقلاب هم احتمال دارد رییس دولت یازدهم نیز با توصیه ای مشابه روبرو گردد. در این چارچوب تحلیلی معتقدم  قویترین احتمال در تحلیل چرایی توصیه علنی رهبر انقلاب به عدم کاندیداتوری دکتر احمدی نژاد را باید در ایجاد فضایی مشابه برای جناب حسن روحانی و واکنش امام خامنه ای به راهبرد "مشروطه خواهی" مثلث "روحانی-هاشمی-خاتمی" در محدود سازی کارکردهای نهاد رهبری و قبض ید ولی فقیه فهمید.

مستبین: برخی مدعی هستند این ماجرا نیز همچون داستان معاون اولی مهندس مشایی، پس از آنکه از سوی دکتر احمدی نژاد مورد پذیرش واقع نشد، به دستور رهبری علنی شده است. نظر شما در اینباره چیست؟

این طور نیست. دکتر احمدی نژاد بلافاصله بعد از جلسه نهم شهریور تمام سفرهای برنامه ریزی شده در پاییز 95 را لغو کردند و این تصمیم ایشان حتما از منظر نهادهای امنیتی و دفتر رهبر انقلاب رصد شده است کمااینکه یکی از مقامات نزدیک به سازمان اطلاعات سپاه در پیامی خصوصی به یکی از فعالان رسانه ای گفته بود که ما از لغو برنامه های دکتر احمدی نژاد بعد از جلسه نهم شهریور مطلع بودیم و آن فعال رسانه ای نیز پیامهای ایشان در تلگرام را برای بنده ارسال کرد. ضمن آنکه اطلاع دارم حتی سفر گرگان در 25 شهریور 95 هم قرار بود لغو شود اما به دلیل برنامه ریزی مردم گرگان و اینکه این سفر قرار بود بهمن 94 انجام شود و یکبار هم قبلا لغو شده بود تصمیم برآن شد که سفر گرگان به دلیل زحمات چندین ماهه دوستان گرگانی انجام شود و این سفر آخرین سفر دکتر احمدی نژاد برای تبیین گفتمان امام و انقلاب باشد و از سفرهای بعدی به دلیل احتمال ایجاد شوائب انتخاباتی پرهیز شود. بنابراین با توجه به اینکه دکتر احمدی نژاد در همان جلسه نهم شهریور صراحتا بر تبعیت خود از توصیه رهبر معظم انقلاب تاکید نمودند معتقدم که دلایل علنی کردن توصیه رهبری از پشت بلندگو را نه در برگزاری سفر گرگان بلکه باید در همان تحلیلی که در پاسخ به سوال قبلیتان عرض کردم جستجو کنیم.

مستبین: پیش از اظهارنظر رسمی رهبری، جهت گیری شما مخالفت با کدبازی و نقل محافل خصوصی بود. با توجه به اینکه رهبری کدهای مطرح شده تا پیش از علنی شدن ماجرا را تایید کردند، آیا می توان گفت در قضایای دیگر نیز همینگونه کدهایی بوده و خواصی پیش از علنی شدن از آنها مطلع بوده اند؟ آیا می توان این کدها و نقل ها را مبنای تحلیل ها و قضاوت قرار داد؟ 

اولا اگر سخن رهبر معظم انقلاب در جلسه پنجم مهر 95 را با اظهارات افرادی نظیر جناب فضائلی مقایسه کنید می بینید که در بسیاری موارد سخن ایشان از سوی کسانی که به کدبازی مطرح شدند تحریف شده بود. 

ثانیا اگر کدهایی در فضای عمومی به نقل از رهبر معظم انقلاب منتشر شود تا زمانی که این کدها به تایید مستقیم ایشان یا دفتر رهبری نرسد مطلقا اعتبار ندارند و نباید مبنای رفتار و تحلیل سیاسی ما قرار گیرند. از آنجا که در غالب موارد کدهایی که در فضای رسانه ای به رهبری منتسب می شوند از سوی ایشان یا دفترشان تایید نشده طبیعتا این کدها مطلقا اعتبار ندارند. اصولا یکی از درسهای واقعه اخیر باید جمع شدن فضای کدبازی از سپهر عمومی سیاست کشور باشد.

مستبین: تا پیش از علنی شدن ماجرا، در جایی گفته اید که اگر آنچه که نقل می شود صحت داشته باشد باید تمام فعالیت ها و سفرهای دکتر احمدی نژاد لغو شود. آیا همچنان بر این نظر هستید؟ 

بله همچنان بر همین باورم. چون نهی رهبر انقلاب از کاندیداتوری دکتر احمدی نژاد را به مفهوم امتناع سیاست ورزی می فهمم و در این دوران جدید، فعالیت در سپهر عمومی با چارچوب سیاسی را برای دکتر احمدی نژاد ممتنع می دانم و معتقدم تا اطلاع ثانوی، حوزه فعالیت دکتر احمدی نژاد و حامیانشان در سپهر سیاسی قابل بازنمایی نیست و حامیان ایشان در صورت علاقمندی به حضور اجتماعی، جبرا به حوزه فرهنگی یا علمی محدود شده اند.

مستبین: با این تحلیل، احمدی نژاد عملا نه امکان سیاست ورزی دارد و نه می تواند در چارچوب فرهنگ و علم فعالیت تشکیلاتی داشته باشد، چرا که او هم از حضور در انتخابات توسط رهبری و هم از ایجاد تشکیلات علمی و فرهنگی نظیر دانشگاه ایرانیان از سوی دولت نهی شده است. احمدی نژاد با این شرایط تا سال 96 چه تاثیرگزاری می تواند بر محیط داشته باشد؟

دکتر احمدی نژاد از همان روز نخست پیروزی در سوم تیر 84 در حصر نامرئی ساختار حقیقی قدرت قرار گرفت. البته به نظرم تاثیرگذاری دکتر احمدی نژاد به لحاظ کنشگری اجتماعی و سیاسی تا خرداد 96 منتفی و امری ممتنع است اما پیوند ایشان با توده های مردم حتی در عصر پسانهی هم همچنان زنده و پویاست.

مستبین: ورود رهبری به عنوان عالی ترین مقام کشور در همچین مساله ای در نوع خود بی نظیر است. از نظر شما چرا رهبری حضور احمدی نژاد را منجر به ایجاد دو قطبی می بینند؟ 

دوقطبی شدن ذاتی فضای انتخابات و رقابتهای سیاسی است. اصلا انتخابات و رقابت واقعی بدون قطبی شدن و پلاریزاسیون سپهر سیاست نه ممکن است و نه مطلوب. همانطور که در سوال اول عرض کردم دلیل اصلی توصیه رهبر انقلاب را صرفا نباید در ممانعت از دوقطبی شدن فضای سیاسی انتخابات جستجو کرد.

مستبین: به نظر شما حضور جلیلی منجر به ایجاد دو قطبی جعلی سازش - مقاومت در انتخابات 92 نشد؟

همینطور است.

مستبین: اگر دو قطبی ایجاد شد چرا رهبری در آن موقع تذکری بر این مساله نداشتند؟ 

 رفتار رهبر انقلاب در انتخابات 92 را باطل کننده همین نظریه می دانم.

مستبین: رفتار رهبری چگونه منجر به ابطال این مساله شد؟

رهبری به صراحت عدم کنشگری دکتر احمدی نژاد در صحنه پیش روی کشور تا انتخابات 96 را خواستار شده اند که این امر به معنای امتناع سیاست ورزی برای جریان عدالتخواه و جامعه گراست.

مستبین: اساسا نظرتان پیرامون دو قطبی چیست. در جایی این دو قطبی را حاکمیت دوگانه تعریف کردید. آیا این به معنای این است که حضور احمدی تژاد منجر به حاکمیت دوگانه خواهد شد؟ آیا می توان به بهانه ایجاد دو قطبی از اقدامات انقلابی جلوگیری کرد؟ 

دوقطبی بر مبنای ایجاد حاکمیت دوگانه یکی از تعاریفی است که رهبر انقلاب در 19 بهمن 94 در سخنرانی خود طی دیدار با فرماندهان و کادر نیروی هوایی ارتش اعلام کردند. اساس دوقطبی واقعی را باید در تضاد منافع گروههای فرادست و فرودست یک جامعه جستجو کرد و سایر دوقطبی ها مبتنی بر تضادهای فرعی یا کاذب شکل می گیرند.

دکتر احمدی نژاد به مفهوم تام کلمه منافع گروههای فرودست جامعه را نمایندگی می کرد و عدم حضور ایشان به معنای بحران نمایندگی گروههای فرودست جامعه در سپهر سیاست ایران است. در عین حال معتقدم که تضاد واقعی فرادستان و فرودستان بر سر دستیابی به منابع قدرت، ثرون و منزلت هرگز متوقف نخواهد شد.

مستبین: به نظر شما و با توجه به شناختی که از دکتر احمدی نژاد دارید، با توجه به قید " دو قطبی" آیا احمدی نژاد برای همیشه از حضور در انتخابات منع شده است؟ 

اولا بر اساس آنچه در نامه دکتر احمدی نژاد خطاب به رهبر معظم انقلاب منتشر شد، توصیه رهبری به ایشان محدود به انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری در سال 96 است. ثانیا بر اساس آنچه در سوال قبلی عرض کردم اصولا محدود سازی نماینده گروههای فرودست جامعه نمی تواند پدیده ای دائمی باشد.

مستبین: در انتخابات 84 و 88 دو قطبی وجود نداشت؟ 

 در مرحله دوم انتخابات 84 و  نیز انتخابات 88 دوقطبی واقعی مبتنی بر تضاد منافع گروههای فرادست با نمایندگی اکبر هاشمی رفسنجانی و نخست وزیر زمان جنگ از یک سو و محمود احمدی نژاد بعنوان نماینده واقعی گروههای فرودست از سوی دیگر به تمامیت معنا قطب بندی شد.

البته منظورم از گروههای فرادست یا فرودست صرفا مبتنی بر مقوله غنا و فقر و یا برخورداری و عدم برخورداری از ثروت نیست. بلکه فرودستان را به عنوان محرومین جامعه از دستیابی به منابع قدرت و ثروت و منزلت در نظر دارم.

مستبین: رویکرد اتخاذ شده از سوی جریان حامی احمدی نژاد در وقایع اخیر را چگونه تحلیل می کنید؟ نقاط قوت و ضعف این رویکرد از نظر شما چه بوده؟

به نظرم جریان حامی دکتر احمدی نژاد در وقایع اخیر بر مبنای منافع مردم، کشور و انقلاب رفتار کرد و با چشم پوشی از منافع سیاسی خود،  در آرامش بخشیدن به جامعه و توده های بی شمار هوادار دکتر احمدی نژاد، ایثارگرانه رفتار کرد. هرچند که اگر سامانه هایی منظم برای نزدیک کردن دیدگاهها و تبادل اطلاعات میان دوستان موثرتر ایجاد می شد امکان موضع گیری های به هنگام تر و دقیق تر و واقعی تر میسر می شد.

مستبین: نظرتان پیرامون "پلن بی" که از سوی برخی حامیان آقای احمدی نژاد بعد از نهی رهبری مطرح شده چیست؟ آیا به طور کلی با "پلن بی" و استدلال های مطرح شده جهت جلوگیری از انفعال و فعالیت در صحنه سیاسی کشور موافقید؟ 

دوستانی که بر پلن بی اصرار دارند افرادی دغدغه مند هستند که نگران افول جریان عدالتخواهی در افق انقلاب اسلامی هستند البته معتقدم تحلیل این دوستان از تحولات کشور به شدت سیاسی و محدود به کنشگری در حلقه های قدرت است. این دوستان به این نکته توجه ندارند که جریان عدالتخواه  و جامعه گرا با نمایندگی دکتر احمدی نژاد به حاشیه رانده شده و سیاست کلان نظام این است که صحنه سیاست ایران بدون حضور عدالتخواهان و جامعه گرایان را رقابت بین دو جریان بازارگرای غرب گریز( اصولگراها) و جریان بازارگرای غربگرا( اصلاح طلبان و اعتدالیون) شکل دهد. از منظر اقتصاد سیاسی پلن بی برای عدالتخواهان در مقطع کنونی منتفی است و در صورت اصرار بر پیاده سازی آن، جریان جامعه گرا در جریان بازارگرا هضم خواهد شد.

در عین حال اگر دغدغه دوستان باورمند به پلن بی، اتحاد نیروهای انقلابی باشد، باید ابتدا از آنان پرسید که منظورشان از انقلاب و نیروی انقلابی چیست؟ آیا کسانی که زمینه ساز بازارگرایی و  باورمند به نولیبرالیسم  هستند فقط در صورت طرح شعارهای شداد و غلاظ علیه امریکا یا ابراز ارادت زبانی به رهبری انقلاب، انقلابی تلقی می شوند؟ ملاک انقلابی بودن را دوستان باید بیان کنند. بنده هم معتقدم اگر بتوان فصل مشترکی در تعریف انقلابی بودن پیدا کرد می توان از پلن بی هم سخن گفت. اما اکنون که مرز میان انقلابی و غیر انقلابی به هم ریخته و حقیقتا انقلابی بودن به لغلغه زبان بسیاری از نیروهای سیاسی تبدیل شده است که مطلقا در کنشهای سیاسی و بینش آنان بروز و ظهوری ندارد سخن گفتن از پلن بی، سرنا را از سر گشاد زدن و یک خطای راهبردی است.

بازخوانی خط امام خمینی (ره)
رد منطق بی طرفی

این‌طور نیست که بنشینند توی مسجد و کار به این کارها نداشته باشند. بنشینند توی خانه‌هایشان و کار به کسی نداشته باشند؛ بی طرف باشند؛ کاری ما به این کارها نداریم! اگر این منطق انبیا بود که موسی نمی‌رفت سراغ فرعون. اگر منطق انبیا این بود که ابراهیم نمی‌رفت هجمه کند بر آنها، پیغمبر این کار را نمی‌کرد. منطق انبیا این نیست. منطق انبیا این است که «اشداء» باید باشند بر کفار و بر کسانی که بر ضد بشریت هستند، بین خودشان هم رحیم باشند. و آن شدّت هم رحمت است بر آنها.

صحیفه امام خمینی - جلد ۱۹ - صفحه ۱۴۱
دیدگاه شما ؟
آخرین اخبار